به نام خدا !
سلام.
راستش رو بخواین بابت دو چیزه که دوست ندارم بیام اینجا!
یکی رنگ زرد قالب !
یکی دیگه این کپی های اقای امیری !
اصلآ امروز اگه منو ول کنن کل ملت رو میریزم به هم
یعنی از صب تالا انقدر اتفاقات مزخرفی برام پیش اومده که فقط میخوام فعلآ با همه دعوا کنم
رفتم بانک کشاورزی حساب مهرکارت باز کنم یارو میگه شنبه !
بعد رفتم پیش اونی که جواب تلفن میده
گفتم مگه من زنگ نزدم که ثبت نام میکنین یا نه !؟
گفت شما ده زنگ زدین الان ۴ بعد از ظهره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
گفتم : اها پس ساعتتونم اشکال داره !من یازده زنگ زدم نه ده ...
خلاصه یه بحثی کردیم با طرف اخه خیابون کانون رو حساب کنبن تو شهر زیبا بعلاوه ی پونصد متر
دیگه ادم زورش میاد این راه رو بره و بیاد !
بعد بجای اینکه کوهسار پیاده شم فلکه دوم شهران پیاده شدم !!!!!!!!
الانم به شدت اعصابم خورده !
حالا میگی اینا چه ربطی به من داره !
یعنی این بی قانونی هم ربطی نداره !
من باب تذکر بگم من قبل ساعت دو رفتم بانک !
حالا یه چیز دیگه
بابا از کویت یه گوشی تقریبآ قدیمی مدل ۶۰۷۰ ورداشت اورد ایران بعد اقا رفتیم مخابرات میگه
کد گذاری نمیکنم !
خوب یعنی چی ؟!
میگه تا حالا تو ایران نیمده ! اخه یکی نیس بگه تو موبایل فروشیای اریا شهر پره !
بگذریم اقا همینه اینا یه طرف
ما یه مشکل شخصی داریم اونم یه طرف دیگه ...
اصلن به شدت افسردمون کرده !
حالا یه چیز دیگه بگم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
با معلم هندسه و فیزیک دعوام شد !
ولی کیف کردم حرص جفتشونو در اوردم . یارو فک کرده کیه !
انگار دیگه معلم نیس !
ولی خوشم اومد از بابا و مامان
رفتن پیش مدیرمون گفتن ما بچه به شما تحویل دادیم که نمره هاش همه ۲۰ بود !
حالا چرا نمره هاش اینه ؟
اگه درسش بد بود باید به ما میگفتین و خلاصه مدیر خودش گفت از دست اون معلما در عذابه !
من به معلم هندسه میگم مادر فولاد زره !!!
یعنی تو کلاس همه نمره ها زیر ۱۵ تو این دو تا درس !!!!!!!!!!!!!!!
حالا بگذریم !
آن یار کزو گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد !
Medium (Media) Blog
سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا!
دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
|